ترنم اشک
به شوق دیدارت چه آب و جارویی راه انداخته اند .... چشم ها و مژه هایم. 
پيوندهای روزانه
این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانیست که

 

رخت های دلتنگی ام رافرصتی برای خشک شدن نیست...

 

امشب خیلی خیلی دلم گرفته خدااااااا....

 

رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ ...

[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1393 ] [ 1:6 ] [ مریم ]
خاک این شهر مرا ازنفس انداخته است ...

[ سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 ] [ 14:37 ] [ مریم ]
اگه ندیدم کربلا رو خدا از من نگیر امام رضارو... 

 دلم بهانه ی تورا می گیرد 

نمی دانم بهانه ها دلگیرند یا دل ها بهانه گیر. 

دلم زیارت می خواد خداجونم...

[ دوشنبه بیستم بهمن 1393 ] [ 0:15 ] [ مریم ]
 درونم غوغاست...

ساده میشکنم با یک تلنگر کوچک

این گونه نبودم ...

شدم... 

 

دوست دارم خدای خوبم.کمکم کن... 

 

[ شنبه هجدهم بهمن 1393 ] [ 0:26 ] [ مریم ]
قربونت برم خدا... 

که هرموقع دلم واست تنگ بشه ..هستی. 

قهر نمی کنی. 

به حرفام گوش میدی. 

  واز همه مهم تر این که ....... 

 

عااااااشقتم خدااااااااااااااااا... 

سردردهای این چند روزه خیلی اذیتم میکنه..اماتحمل میکنم.

[ دوشنبه سیزدهم بهمن 1393 ] [ 0:6 ] [ مریم ]
الهی ...دردهایی هست كه نمی توان گفت
و گفتنی هایی هست كه هیچ قلبی محرم آن نیست

الهی ...اشك هایی هست كه با هیچ دوستی نمی توان ریخت
و زخم هایی هست كه هیچ مرهمی آنرا التیام نمی بخشد
و تنهایی هایی هست كه هیچ جمعی آنرا پر نمی كند

الهی ...پرسش هایی هست كه جز تو كسی قادر به پاسخ دادنش نیست
دردهایی هست كه جز تو كسی آنرا نمی گشاید
قصد هایی هست كه جز به توفیق تو میسر نمی شود

الهی ...تلاش هایی هست كه جز به مدد تو ثمر نمی بخشد
تغییراتی هست كه جز به تقدیر تو ممكن نیست
و دعاهایی هست كه جز به آمین تو اجابت نمی شود

الهی ...قدم های گمشده ای دارم كه تنها هدایتگرش تویی
و به آزمون هایی دچارم كه اگر دستم نگیری و مرا به آنها محك بزنی، شرمنده خواهم شد.

الهی ...با این همه باكی نیست
زیرا من همچو تویی دارم
تویی كه همانندی نداری
رحمتت را هیچ مرزی نیست
ای تو خالق دعا و مالك" آمین

 

مریم...شهادت حضرت معصومه (س ) ... چادر

[ شنبه یازدهم بهمن 1393 ] [ 0:55 ] [ مریم ]
قراره کار تو دلبری باشه  

کار ما کنارت نوکری باشه 

چی بهتر از اینکه لقب ما 

گدای امام عسکری باشه  

من دخیل می بندم رو پر قنداقت 

یا وجیها عندالله.اشفع لنا عندالله...   

خدایا بابت امشب ممنون 

مریم خیلی دوست بداره خدااااااا. 

نمیدونم چرا یه طرف سرم دردگرفته...خوب میشم.شکر خدا.

[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 0:6 ] [ مریم ]

تو این روزها زندگی ساده نیست  

تو باعث شدی من تحمل کنم

 تو هستی نمیترسم از بی کسی 

 نمیترسم از بازی سرنوشت 

 نمیبینمت اما حس میکنم 

 کنارم قدم میزنی تا بهشت 

 به من یاد میدی صبوری کنم 

 نمیذاری از زندگی خسته شم 

 با اینکه هوای جهان خوب نیست 

 به عشق تو دارم نفس میکشم 

 به عشق توخدایا ....مریم دوست داره خدا. 

خداجونم بعضی وقتا حس می کنم کم آوردم... 

 

 

 

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 2:19 ] [ مریم ]
شهدا شرمنده ایم ...

 امروزخیلی خوب بود...چه حال خوبی

به امیدخدا  صبح میرم دعای ندبه.شهدای حرم .وای که چه حالی داره.

قربونت برم خدا.خیلی دوست دارم.

بعضیا بارفتارشون ناراحتم میکنن.اما اشکال نداره.

مریم همیشه باید صبوری کنه.


ادامه مطلب
[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 1:14 ] [ مریم ]

دلت که تنگ بشود اختیار چشمانت هم از کف میدهی...

  

 

 

 

 

فارغ از هر زمان و مکانی...

 

 

 

فقط یک تلنگر کوچک کافیست که آسمان چشمانت بی وقفه ببارد.

این کلمات بهانه است برای وصف حال دل خسته ...

چندیست دل تنگم و بی قرار...و در پی کمی قرار...

گشته ام گشته ام  و یافتم  آن که قرار بی قراری های من است...

توان ناتوانی های من است...امید دل خسته ی من است...

  وآن شما بودی مولا...

محتاجم،محتاج نیم نگاهی از شما...

خواهی ردم کنی خواهی بپذیرم...اما من محال است که دیگر فراموشتان کنم...

 

سلام خدای خوبم...سلام خداجونم...خیلی دوست دارم...

خداجونم ببخشید که همینجوری دلم  میگیره و اشک...

سلام ترنم اشکم

یه کلی حرف تو دلم هست..اما...

[ سه شنبه سی ام دی 1393 ] [ 0:9 ] [ مریم ]
برای همه خوب باش...

آنکه فهمید همیشه کنارت و بیادت خواهد ماند...

آنکه نفهمید یه روز میفهمه که دیر شده ...

و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه...

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار تو باش تا من باشم
...

حلالم کنید....

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ مریم ]

گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده ...

نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت ...

آنجاست که با چشمانی خیس ...

رو به آسمان میکنی و میگویی ...

خدایا تنها تو را دارم ...

تنهایم مگذار ...

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 0:38 ] [ مریم ]

نه نمی دانی....

هیچ کس نمی داند....

پشت این چهره آرام در دلم چه میگذرد....

نمی دانی....

کسی نمی داند ....

این آرامش ظاهر و این دل نا آرام ....

چقدر خسته ام می کند ....

 

خدایا.................

من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم....مریمم....

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد.....می آید سراغت .....

من دوست دارم....

 

[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 14:2 ] [ مریم ]

يه روز عشق و ديوونگي و فضولي باهم قايم باشك بازي مي كردند.

 ديوونگي رفت وچشم گذاشت، عشق رفت 

 وپشت بوته ي گل سرخ قايم شد  

فضولي جاي گل سرخ رو به ديوونگي لو داد ...  

ديوونگي يكي ازخارها رو برداشت ودربوته ي گل سرخ فروكرد...      

و عشق كور شد،

از آنجا بود كه ديوانگي شد عصاي"  عشق "....

 

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 20:31 ] [ مریم ]
عرق کهنه شیراز مرا مست نکرد     چایی روضه ارباب زمین گیرم کرد

 

نگاه آشنا را دوست دارم ...

هواي كربلا را دوست دارم... 

تمام حس یک عمر من این است...

حسین جان من شمارا دوست دارم...

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 0:28 ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار ...

تو باش تا من باشم

من امید داشتنو بلد نیستم تو که هستی یادم بده

فکر نمی کنم راه دوری بره ...........


خدا جونم عاشقتم.....


امکانات وب