ترنم اشک
به شوق دیدارت چه آب و جارویی راه انداخته اند .... چشم ها و مژه هایم. 
پيوندهای روزانه
قراره کار تو دلبری باشه  

کار ما کنارت نوکری باشه 

چی بهتر از اینکه لقب ما 

گدای امام عسکری باشه  

من دخیل می بندم رو پر قنداقت 

یا وجیها عندالله.اشفع لنا عندالله...   

خدایا بابت امشب ممنون 

مریم خیلی دوست بداره خدااااااا. 

نمیدونم چرا یه طرف سرم دردگرفته...خوب میشم.شکر خدا.

[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 0:6 ] [ مریم ]

تو این روزها زندگی ساده نیست  

تو باعث شدی من تحمل کنم

 تو هستی نمیترسم از بی کسی 

 نمیترسم از بازی سرنوشت 

 نمیبینمت اما حس میکنم 

 کنارم قدم میزنی تا بهشت 

 به من یاد میدی صبوری کنم 

 نمیذاری از زندگی خسته شم 

 با اینکه هوای جهان خوب نیست 

 به عشق تو دارم نفس میکشم 

 به عشق توخدایا ....مریم دوست داره خدا. 

خداجونم بعضی وقتا حس می کنم کم آوردم... 

 

 

 

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 2:19 ] [ مریم ]
شهدا شرمنده ایم ...

 امروزخیلی خوب بود...چه حال خوبی

به امیدخدا  صبح میرم دعای ندبه.شهدای حرم .وای که چه حالی داره.

قربونت برم خدا.خیلی دوست دارم.

بعضیا بارفتارشون ناراحتم میکنن.اما اشکال نداره.

مریم همیشه باید صبوری کنه.


ادامه مطلب
[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 1:14 ] [ مریم ]

دلت که تنگ بشود اختیار چشمانت هم از کف میدهی...

  

 

 

 

 

فارغ از هر زمان و مکانی...

 

 

 

فقط یک تلنگر کوچک کافیست که آسمان چشمانت بی وقفه ببارد.

این کلمات بهانه است برای وصف حال دل خسته ...

چندیست دل تنگم و بی قرار...و در پی کمی قرار...

گشته ام گشته ام  و یافتم  آن که قرار بی قراری های من است...

توان ناتوانی های من است...امید دل خسته ی من است...

  وآن شما بودی مولا...

محتاجم،محتاج نیم نگاهی از شما...

خواهی ردم کنی خواهی بپذیرم...اما من محال است که دیگر فراموشتان کنم...

 

سلام خدای خوبم...سلام خداجونم...خیلی دوست دارم...

خداجونم ببخشید که همینجوری دلم  میگیره و اشک...

سلام ترنم اشکم

یه کلی حرف تو دلم هست..اما...

[ سه شنبه سی ام دی 1393 ] [ 0:9 ] [ مریم ]
برای همه خوب باش...

آنکه فهمید همیشه کنارت و بیادت خواهد ماند...

آنکه نفهمید یه روز میفهمه که دیر شده ...

و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه...

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار تو باش تا من باشم
...

حلالم کنید....

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ مریم ]

گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده ...

نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت ...

آنجاست که با چشمانی خیس ...

رو به آسمان میکنی و میگویی ...

خدایا تنها تو را دارم ...

تنهایم مگذار ...

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 0:38 ] [ مریم ]

نه نمی دانی....

هیچ کس نمی داند....

پشت این چهره آرام در دلم چه میگذرد....

نمی دانی....

کسی نمی داند ....

این آرامش ظاهر و این دل نا آرام ....

چقدر خسته ام می کند ....

 

خدایا.................

من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم....مریمم....

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد.....می آید سراغت .....

من دوست دارم....

 

[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 14:2 ] [ مریم ]

يه روز عشق و ديوونگي و فضولي باهم قايم باشك بازي مي كردند.

 ديوونگي رفت وچشم گذاشت، عشق رفت 

 وپشت بوته ي گل سرخ قايم شد  

فضولي جاي گل سرخ رو به ديوونگي لو داد ...  

ديوونگي يكي ازخارها رو برداشت ودربوته ي گل سرخ فروكرد...      

و عشق كور شد،

از آنجا بود كه ديوانگي شد عصاي"  عشق "....

 

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 20:31 ] [ مریم ]
عرق کهنه شیراز مرا مست نکرد     چایی روضه ارباب زمین گیرم کرد

 

نگاه آشنا را دوست دارم ...

هواي كربلا را دوست دارم... 

تمام حس یک عمر من این است...

حسین جان من شمارا دوست دارم...

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 0:28 ] [ مریم ]
بعضی از سکانس های زندگی ات را
نه اینجا و نه هیچ جای دیگر ٬
نمی توانی بگویی !!!
و تا همیشه باید
در قلبت نگهشان داری ...


 
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد

كس تاب نگهداري ديوانه ندارد ....

 

خیلی بی قرار و خسته م دلم هوای رفتن دارد ....

[ چهارشنبه هشتم آبان 1392 ] [ 0:55 ] [ مریم ]
هوااااااااای این روزها خیلی خوبه...

قربونت برم خدا.شکرت.....

از این عکس هم خوشم اومد گفتم بذارم تو وب.

ای جااااااااااااااااااااااااااااااااااان...

 

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 12:35 ] [ مریم ]

من اگر عاشقانه می نویسم

نه عاشقم ، نه شکست خورده ام !

فقط می نویسم تا عـشـق یاد قلبم بماند ...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها

فقط تمرین آدم بودن میکنم !

همین ...!

 

وسط جاذبه این همه رنگ

نوکرت تا به ابد رنگ شماست...

بیخیال همه ی مردم شهر

دلم آقا به خدا تنگ شماست..

 

خداااااااااااااااااااااا....کمکم کن.

[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 0:36 ] [ مریم ]
مرا در لحظه ی آخر شفاعت کن....

شفاعت کن مرا مادر شفاعت کن....

اغیثینی یامولاتی..تو دریای کراماتی....

[ سه شنبه شانزدهم مهر 1392 ] [ 1:56 ] [ مریم ]
پدر خاک به آسمون سپرده دلشو

صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره

 رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره....

 

سالروز ازذواج حضرت علی (ع) وحضرت فاطمه (س) مبارک..


[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 15:22 ] [ مریم ]

 خدایا!

قلبم تشنه نور و عشق توست !
هر روز در افکار و آرزوهایم به سوی من بیا !
در رویاهایم ؛ در خنده نشسته بر لبانم !
و در اشک چشمانم به سوی من بیا !
در عبادت و کارم ؛ در زندگی و مرگم به سوی من بیا !
تو با من باش با رحمت وعشق بیکرانت!


خدایا بی نهایت دوست دارم....

[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 20:13 ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار ...

تو باش تا من باشم

من امید داشتنو بلد نیستم تو که هستی یادم بده

فکر نمی کنم راه دوری بره ...........


خدا جونم عاشقتم.....


امکانات وب