X
تبلیغات
ترنم اشک

ترنم اشک
به شوق دیدارت چه آب و جارویی راه انداخته اند .... چشم ها و مژه هایم. 
پيوندهای روزانه
برای همه خوب باش...

آنکه فهمید همیشه کنارت و بیادت خواهد ماند...

آنکه نفهمید یه روز میفهمه که دیر شده ...

و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه...

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار تو باش تا من باشم
...

حلالم کنید....

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ مریم ]

گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده ...

نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت ...

آنجاست که با چشمانی خیس ...

رو به آسمان میکنی و میگویی ...

خدایا تنها تو را دارم ...

تنهایم مگذار ...

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 0:38 ] [ مریم ]

نه نمی دانی....

هیچ کس نمی داند....

پشت این چهره آرام در دلم چه میگذرد....

نمی دانی....

کسی نمی داند ....

این آرامش ظاهر و این دل نا آرام ....

چقدر خسته ام می کند ....

 

خدایا.................

من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم....مریمم....

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد.....می آید سراغت .....

من دوست دارم....

 

[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 14:2 ] [ مریم ]

يه روز عشق و ديوونگي و فضولي باهم قايم باشك بازي مي كردند.

 ديوونگي رفت وچشم گذاشت، عشق رفت 

 وپشت بوته ي گل سرخ قايم شد  

فضولي جاي گل سرخ رو به ديوونگي لو داد ...  

ديوونگي يكي ازخارها رو برداشت ودربوته ي گل سرخ فروكرد...      

و عشق كور شد،

از آنجا بود كه ديوانگي شد عصاي"  عشق "....

 

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 20:31 ] [ مریم ]
عرق کهنه شیراز مرا مست نکرد     چایی روضه ارباب زمین گیرم کرد

 

نگاه آشنا را دوست دارم ...

هواي كربلا را دوست دارم... 

تمام حس یک عمر من این است...

حسین جان من شمارا دوست دارم...

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 0:28 ] [ مریم ]
بعضی از سکانس های زندگی ات را
نه اینجا و نه هیچ جای دیگر ٬
نمی توانی بگویی !!!
و تا همیشه باید
در قلبت نگهشان داری ...


 
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد

كس تاب نگهداري ديوانه ندارد ....

 

خیلی بی قرار و خسته م دلم هوای رفتن دارد ....

[ چهارشنبه هشتم آبان 1392 ] [ 0:55 ] [ مریم ]
هوااااااااای این روزها خیلی خوبه...

قربونت برم خدا.شکرت.....

از این عکس هم خوشم اومد گفتم بذارم تو وب.

ای جااااااااااااااااااااااااااااااااااان...

 

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 12:35 ] [ مریم ]

من اگر عاشقانه می نویسم

نه عاشقم ، نه شکست خورده ام !

فقط می نویسم تا عـشـق یاد قلبم بماند ...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها

فقط تمرین آدم بودن میکنم !

همین ...!

 

وسط جاذبه این همه رنگ

نوکرت تا به ابد رنگ شماست...

بیخیال همه ی مردم شهر

دلم آقا به خدا تنگ شماست..

 

خداااااااااااااااااااااا....کمکم کن.

[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 0:36 ] [ مریم ]
مرا در لحظه ی آخر شفاعت کن....

شفاعت کن مرا مادر شفاعت کن....

اغیثینی یامولاتی..تو دریای کراماتی....

[ سه شنبه شانزدهم مهر 1392 ] [ 1:56 ] [ مریم ]
پدر خاک به آسمون سپرده دلشو

صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره

 رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره....

 

سالروز ازذواج حضرت علی (ع) وحضرت فاطمه (س) مبارک..


[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 15:22 ] [ مریم ]

 خدایا!

قلبم تشنه نور و عشق توست !
هر روز در افکار و آرزوهایم به سوی من بیا !
در رویاهایم ؛ در خنده نشسته بر لبانم !
و در اشک چشمانم به سوی من بیا !
در عبادت و کارم ؛ در زندگی و مرگم به سوی من بیا !
تو با من باش با رحمت وعشق بیکرانت!


خدایا بی نهایت دوست دارم....

[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 20:13 ] [ مریم ]
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج )

تو دنیایی که جای آرزوهاست
کسی جز تو منو عاشق نمی خواست
بیا تا تکیه گاه من تو باشی...
دلم مثل خودت تنهای تنهاست.....

 

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 14:47 ] [ مریم ]
هردم از عمر ميرود نفسي      چونكه مي نگرم نمانده بسي

روزي پيامبر عزيز در مسجد جواني را ديد كه رنگش زرد شده است فرمود:

كيف اصبحت   يعني شب را چگونه به صبح رساندي؟

جوان گفت:اصبحت موقنا   يعني شب را با يقين به صبح رساندم.

پيامبر فرمود علامتي دارد؟

جوان گفت: من الان بهشتيان را در بهشت غرق در ناز و نعمت و خوشي  و جهنميان را در عذاب دردناك و سختي ميبينم و صداي ضجه جهنميان را مي شنوم.

جوان گفت: مي خواهيد بگويم الان چه كساني بهشتي و چه كساني جهنمي هستند.

پيامبر فرمود سكوت كن....

 

در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است

ورنه هر گبري به پيري مي شود پرهيزكار  ...

 

من دوست دارم خدا...

[ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 ] [ 13:46 ] [ مریم ]
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام...


هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی....

 

یکی که دلش شکسته..گوشه ی صحنت نشسته...عاشق دل خسته......

میدونم روسیام من اگه بی وفام ولی عشقم اینه عاشق این آقام......

منتظر یه اشارم دلم رو زیارت بیارم  منی که آوارم ......

دلم اگه بی قراره ُ چشام اگه هی میباره .......

 ولی دلم غم نداره ُ آقام دوسم داره .......

میشه شاهی کنی منو راهی کنی...

 چی میشه به من یه نگاهی کنی..

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 0:50 ] [ مریم ]
ترنم اشک یک ساله شد....

وبم یه ساله شد....

سلاااااااااااااااااااام.....

چقدر زود گذشت با کلی خاطره....

درست یه سال پیش همین موقع وبم رو ساختم.....

مریمی که تنها دغدغه اصلی زندگیش کنکور ارشدش بود...

خداییش از کنکور و درس دورم کرد...

نمیدونم از ساختن این وب پیشمونم یا نه......

بعضی وقتا هم تصمیم جدی میگیرم ک حذفش کنم اما دلم نمیاد...

ی روز جدی جدی وبم رو باز میکنید نوشته وبلاگ حذف شده...

اما خاطرات زیادی باهاش دارم... زیاد..امان از خاطرات..

خیلی وقتا همینجا گریه کردم ..اشک ریختم...بعضی وقت ها هم خندیدم...

اما تو این یک سال انقد گریه کردم که خودمم باورم نمیشه...

تا به خودم میام میبینم صورتم گرمه از اشکایی که ریختم....

روزای خوب داشتم ..روزای بدهم داشتم...

نمیدونم چرا این شکلک رو خیلی دوسش دارم..ای جانم....

خداجونم میدونی که مریم خیلی دوست داره هنوز به اون آرامش نرسیدم...... 

 کمکم کن خــــــــــــــــــــــــدای من...معبـــــــــــــود من.......

 

این دردی که می کشم . . .

همان فریادهایی است که نمی توانم بزنم . . .

همان دلتنگی هایی است که روز به روز پیرم می کند . . .

همان خاطراتی است که نه تکرار می شوند نه فراموش . . .

خیلی وقته دلم تنگ شده ..

 


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 2:29 ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خدایا ...

اگه من فراموش کارم تو یادم بیار ...

تو باش تا من باشم

من امید داشتنو بلد نیستم تو که هستی یادم بده

فکر نمی کنم راه دوری بره ...........


خدا جونم عاشقتم.....


امکانات وب